فراموش کردم
اعضای انجمن(350) صفحه اصلی انجمن نظرات انجمن
جستجوی انجمن
اسماعیل مختاری (miyanehpix )    

نگاهی به مرثیه ترکی

منبع : www.kheimehnews.com
درج شده در تاریخ ۸۹/۰۴/۲۵ ساعت 20:00 بازدید کل: 1057 بازدید امروز: 1 0 می‌پسندم  
 

نگاهی به مرثیه ترکی

داود بهلولی

ذوالجناح اوستن ییخیلدی چون صراط المستقیم
سؤیله‌دی اول دم‌ده بسم‌الله الرحمان الرحیم
(چون صراط المستقیم از ذوالجناح بر زمین افتاد،
در آن لحظه گفت بسم الله الرحمن الرحیم)
صراف تبریزی

مرثیه خواندن در مرگ عزیزان یکی از سنت‌های قدیمی بین ترک‌زبان‌هاست؛ آن‌ها شعرهایی را در قالبی به نام بایاتی می‌سرودند و با حالت خاصی موقع عزاداری برای فرزندان، بزرگان قوم و قبیله و نزدیکان می‌خواندند.

«ساغور»، «آغی» و «اوخشاما» از جمله این عزاداری‌ها بودند؛ این رسم از زمان‌های خیلی دور بین ترک‌ها رایج بوده، مثلاً منظومه خیلی قدیمی آلپ ارتونقا (افراسیاب) که شاعرش شناخته نشده است. این آلپ ارتونقا همان افراسیاب معروف شاهنامه است.

آلپ ارتونقا اؤلدو می
ایس‌سیز آجی کالدی می
اؤزلک اؤجون آلدی می
ایمدی یورک ییرتیلیر
...
(آیا آلپ ارتونقا کشته شد؟
آیا فقط تلخی و ناکامی باقی ماند؟
آیا توانست انتقامش را بگیرد؟
حالا دیگر پاره پاره می‌شود)

این نوع شعرها الان هم رواج دارد مثلاً این اوخشاما:
آغلایان باشدان آغلار
کیپریکدن، قاشدان آغلار
قارداشی اؤلن باجی
دورار اوباشدان آغلار
(گریه کننده یکسره می‌گرید
او با مژه‌ها و ابروانش می‌گرید
خواهری که برادرش مرده است
وقت سحر برمی‌خیزد و گریه می‌کند)


مرثیه دینی شکل می‌گیرد

بعد از مسلمان شدن ترک‌ها و شیعه شدن خیلی از آن‌ها کم کم مرثیه دینی در شعر ترکی برای خودش جایگاهی پیدا کرد. شاه اسماعیل ختایی(1) و مولانا محمد فضولی(2) دو شاعری بودند که مرثیه را به عنوان یک گونه ادبی مطرح و پایه‌هایش را محکم کردند.

مثلاً شاه اسماعیل این مرثیه را درباره عاشورا و امام حسین (ع) سرود:
بو گون ماتم گونو گلدی
آه حسین و وا حسین
سنین دردین باغریم گلدی
آه حسین و وا حسین
*
کربلانین اؤنو یازی
اورگیندن چیخماز سؤزی
یزیدلرمی قیردی سیزی؟
آه حسین و وا حسین
...
(امروز روز ماتم آمد
آه حسین و وا حسین
درد تو سینه‌ام را شکافت
آه حسین و وا حسین
*
ماجرای دشت کربلا
از دل تو بیرون نمی‌رود
آیا یزیدی‌ها شما را کشتند؟
آه حسین و وا حسین
*
مرثیه دینی که با شاعرهایی مثل شاه اسماعیل و محمد فضولی پا گرفته بود در دوره قاجاریه به اوج خودش رسید. از آن زمان تا به حال شعرای زیادی ظهور کرده‌اند که همه هنر شعری‌شان را صرف شعر آیینی کرده‌اند.

«نظام‌الدین محمد توفارقانی»، «سید فتاح مراغه‌ای»، «حاجی خداوئردی خویی»، «سعدی زمان»، ابوالحسن راجی» در قدیم‌تر و «منزوی»، «بیضای اردبیلی»، «یحیوی» و ... در دوره معاصر. در آن سوی ارس هم شاعران مرثیه‌سرای زیادی ظهور کردند مثل «خورشید بانو ناتوان»، «سالک اردوبادی»، «عباسقلی آقا باکیخانوف». دخیل مراغه‌ای، صراف تبریزی، قمری دربندی و راجی تبریزی چهار شاعر بزرگ مرثیه ترکی هستند.

دخیل مراغه‌ای در قرن سیزدهم در مراغه دنیا آمد. دخیل به شاعر مقتل نویس معروف است چون یک مقتل هفت جلدی به صورت نظم و نثر نوشته است.

باش وئرن من، باش کسن سن، قیل و قال ائتمک نه‌چون
بیر نفر مظلومو اؤلدورمکده بو غوغا نه‌دیر
ایندی یئل طوفان ائدر، توز تورپاغی ائیلر کفن
یار کویوندا شهیده خلعت دیبا نه‌دیر
(سر دهنده من، سر بُرنده تو، دیگر این قیل و قال برای چیست؟
برای کشتن یک مظلوم این‌قدر غوغا برای چیست؟
اکنون باد طوفان می‌کند و خاک و غبار را کفن من می‌نماید
برای شهید کوی دوست خلعت دیبا چه معنی دارد؟)

قمری دربندی در در سال 1350 قمری در شهر دربند داغستان روسیه به دنیا آمد. دیوان قمری شهرت بسیار زیادی در بین ترک‌زبانان دارد. او هم یک مقتل به نظم و نثر نوشته است.

ماه محرم اولدو گئنه گؤیلر آغلادی
دوشدو جهانه غلغله عالملر آغلادی
(ماه محرم شد و دوباره آسمان‌ها گریستند
در جهان غلغله افتاد و دو عالم گریه کردند)

راجی در سال 1347 قمری در تبریز به دنیا آمد. بیشتر اشعار راجی به حادثه دشت کربلا اختصاص یافته است.
صراف تبریزی در سال 1271 در تبریز به دنیا آمد. صراف از بزرگ‌ترین شاعران دوره معاصر است.

ذره ذره دولدوروب از بس وجودون شور حق
کربلا دشتین ائدیب شور حسینی طور حق
قیلدی بو صورتله ذاتیندن تجلا نور حق
«لن‌ترانی» عقده‌سین حل ائتدی موسای کلیم
(از بس شور حق ذره ذره وجودش را پر کرده است
شور حسینی دشت کربلا را مبدل به طور حق نموده است
با این کار نور حق از ذاتش تجلی نمود
در آن لحظه برای او عقده و مشکل «لن‌ترانی» موسی (ع) حل شد


پی‌نوشت
1. شاه اسماعیل ختایی: بنیانگذار سلسلة صفوی و یکی ارکان شعر ترکی. شاه اسماعیل شعرهای بسیار زیادی در مدح معصومین (ع) دارد.

2. مولانا محمد فضولی: در بغداد و در طایفه‌ای از ترکان بیات که ساکن عراق بودند، متولد شد. او یک مقتل نیز به نام «حدیقه‌السعدا» نوشته است. فضولی به سه زبان ترکی، فارسی و عربی شعر می‌گفت. سال 1994 از سوی سازمان ملل متحد به نام این شاعر نام‌گذاری شد.

منبع این قسمت :

پایگاه اطلاع رسانی خیمه   http://www.kheimehnews.com/vdch.vnqt23nvwftd2.txt

*******************************************************


نگاهی به مرثیه ترکی (2)

 

یک مجلس اصیل عزاداری

حال که تا این‌جا آمده‌ایم بد نیست با سیر یک مجلس اصیل عزاداری ترکی آشنا شوید؛ در یک مجلس عزاداری اصیل به دو بعد مهم حادثه عاشورا توجه می‌شود یعنی بعد عاطفی و بعد حماسی. مداح اول با یک مثنوی شروع می‌کند که به آن «دوبیت» می‌گویند. این دوبیت یا مثنوی می‌تواند شرح یک اتفاق از وقایع عاشورا یا مرتبط با آن باشد. از به میدان رفتن امام گرفته تا شفا یافتن یک بیمار و ... .

شعر با یک مقدمه که تأیید یک نکته اخلاقی و معرفتی است شروع می‌شود؛ مداح آرام آرام شعر را می‌خواند. بعد کم کم ماجرا را به یکی از روضه‌های مورد نظر و مرتبط می‌رساند یعنی همان «گریز».(1)

به این ترتیب روضه مداح شروع می‌شود؛ از این‌جا به بعد مداح می‌تواند دیگر شعر را ادامه ندهد و یا در کنار آن از اشعار کوتاه دیگر هم استفاده کند که یکی از آن‌ها همان بایاتی است که به صورت اوخشاما خوانده می‌شود

. بعد از خوانده شدن روضه، شجاعت‌خوانی شروع می‌شود که در بالا دربارة آن صحبت کردیم؛ البته در شهرهای مختلف سبک‌های دیگری هم هست. به طور کلی دو سبک اصلی در عزاداری ترک‌ها وجود دارد: سبک اردبیل و سبک تبریز.

شعر زیر سیر کامل یک شعر مرثیه را نشان می‌دهد، به بعد عاطفی و حماسی و پیام اصلی شعر نیز توجه شده است.

فرهاد فکری
سسله حسینی
یاخشی قارداش رسم‌دی ائیلر فدا جان قارداشا
گؤزلریم اولسون ایکی دنیاده قوربان قارداشا
*
دوزدو محکم سدّی طغیان ائیله‌سه سئل سیندیرار
دال دالا وئرسه قوی‌دل دوشمنی ائل سیندیرار
بیر فقط دونیاده قارداش داغی‌دیر بئل سیندیرار
قارداش اؤلسه یوخ فنا دونیاده درمان قارداشا
سیندیرار سؤز یوخ اگر محکم وورولسا داش داشی
وار یئری توجیهه گر ترک ائتسه یولداش یولداشی
تک ولی قویماز یامان گونلرده قارداش قارداشی
احتیاجین وار یامان گونلرده هر آن قارداشا
...
عاشق وارستة جانان اولان باشدان گئچر
سوز آهی گؤر نئجه تأثیر ائدر داشدان گئچر
کیم حسین تک شیردل غیرتلی قارداشدان گئچر
آیریلاندا خیمه‌لردن وئردی فرمان قارداشا
ائتدی فرمایش آماندی درک قیل بو مطلبی
جنگده حیدر کیمین اؤلدورمهخ عمرو و مرحبی
عرصه‌نی چوخ تنگ دوتسان اؤلدوررلر زینبی
بیر به بیر ائتدی سفارش شاه عطشان قارداشا
بو سفارش باغلادی صد حیف او شیرین قوللارین
کسدی دوشن مکریله مور و ملخ تک یوللارین
توپراق اوسته سالدیلار آخر او سروین خوللارین
اوز دوتوب اخیامه دردین ائتدی عنوان قارداشا
عرض ائدیب تئز گل حسین دیداریمه طاها گلیب
قتلگه‌ده ائیله‌سین بزم عزا برپا گلیب
اللی پهلولرینده قدّی خم زهرا گلیب
امر ائدر سسله حسینی بیر دئنه‌ن جان قارداشا
سن یئتیردین عاقبت باشه گؤزل پیمانیوی
گؤردو دوشمنلر بو چؤلده قدرت ایمانیوی
شاهراه عشقده قوربان ائدیبسن جانیوی
بی‌تمنا ای مجاهد! سن ده قوربان قارداشا

ترجمه:
رسم است که برادر خوب، جانش را فدای برادر می‌کند
چشم‌هایم در دو جهان فدای برادرم باد
*
درست است که اگر سیل طغیان کند هر سد محکمی را از میان برمی‌دارد
اما اگر مردم پشت به پشت یکدیگر بدهند دشمن نیرومند شکست می‌خورد
در دنیا فقط داغ برادر است که کمر را می‌شکند
در این دنیا اگر برادری بمیرد، دیگری درمانی برای برادرش وجود ندارد
در این حرفی نیست که اگر سنگی را محکم به سنگی دیگر بزنیم، آن سنگ خواهد شکست
اما ممکن است دوستی دوستی را ترک کند
اما هیچ برادری در روزهای سختی برادرش را تنها نمی‌گذارد
در روزهای سخت هر لحظه نیاز به برادر داری
...
کسی که عاشق جانان شده باشد از سرش می‌گذرد
ببین که سوز آه چگونه تأثیر می‌کند که حتی از سنگ هم می‌گذرد
چه کسی مثل حسین از برادری شجاع و باغیرت می‌گذرد
حسین هنگام روانه شدن ابالفضل به سوی جنگ به برادرش گفت:
هنگام جنگ این نکته را در نظر داشته باش
مانند پدرت علی، که عمرو و مرحب را کشتف نجنگ
اگر عرصه را بر آنان تنگ کنی زینب را خواهند کشت
شاه تشنه‌لب یک به یک به برادرش توصیه نمود
صد حیف که این توصیه دست‌های او را بست
دشمن مانند مور و ملخ راه را بر او بستند
در آخر شاخه‌های آن سرو را بر خاک انداختند
او (اباالفضل) رو به خیمه‌ها نمود و درد خود را به برادر عنوان کرد
گفت ای حسین زود بیا که طاها به دیدارم آمده است
او برای برپا کردن عزا در قتلگه آمده است
زهرای پهلو شکسته به این‌جا آمده است
و می‌گوید یک بار دیگر برادرت را از جان و دل صدا بزن
تو پیمان خود را عاقبت به خوبی به جای آوردی
دشمن در این بیابان قدرت ایمانت را دید
تو جانت را در شاهراه عشق فدا کردی
ای مجاهد! تو بی‌هیچ خواسته‌ای جانت را فدای برادرت نمودی

پی نوشت:
۱. گریز یک واژة ترکی به معنی وارد شدن از یک موضوع به موضوع دیگر است. تلفظ صحیح آن در ترکی «گیریز» است.

منابع و مآخذ
ـ صراف سخن، مجموعه مقالات بزرگداشت یکصدمین سال وفات حاج رضا صراف تبریزی
ـ دیوان لغات الترک، تصحیح دکتر حسین محمدزاده صدیق
ـ حدیث عاشورا، فرهاد فکری
ـ کنزالعبرات، ناطقی

منبع این قسمت :

پایگاه اطلاع رسانی خیمه   http://www.kheimehnews.com/vdcb.8bzurhbg5iupr.txt

 

پایگاه اطلاع رسانی خیمه در یک نگاه :
پایگاه اطلاع رسانی خیمه با حمایت مرکز مطالعات راهبردی خیمه و با رویکرد مذهبی ،علمی ، توصیفی ، ترویجی ، فرهنگی و با موضوع تخصصی امام حسین(ع)، عاشورا و مناسک آیینی و کلیه موضوعات مرتبط ،فعالیت می کند.



لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
آهنگ جدید و فوق العاده زیبا از حسام بختیاری به نام رفتنی+دانلودفراخوان شرکت در مسابقات مهیج قهرمانی موی تای استانراحترین روش ساخت سایت به زبان فارسی چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغاتزنم را کشتم چون با مردان زیادی رابطه داشت تبریک به تمام دست اندر کاران بی تدبیر و خفت پذیران همیشگیفقط یک سؤال ؟؟؟دختر زیبا در مهمانی و روش های بازاریابی!تو رو خدا کمک کنیداگر حیوانات گردن نداشتند

مسئولیت کلیه مطالب به عهده نویسندگان و ارسال کنندگان آن است